به گزارش مشرق، محمدمهدی میرزائی؛ پژوهشگر مطالعات امنیتی در یادداشتی نوشت:
فیلمی که چند روز پیش از رژه تعدادی موتورسوار با لباس متحدالشکل و پرچم منافقین در کرج منتشرشد، در نگاه نخست تصویری از یک شبکه سازمانیافته و فعال تحت هدایت این سازمان در داخل کشور ارائه میدهد؛ اما طبق روایت بازداشتشدگان این اقدام، آنان در ازای دریافت پول و با تصور برگزاری یک کارناوال جشن تولد برای یک پیرمرد ۶۱ ساله در این برنامه حضور پیدا کردهاند!
از «میلیشیا» تا «اجاره نیروی انسانی»
الگوی مورد استفاده، شیوه اصلی جذب نیرو در این گروهک در سالهای اخیر است. آنان به جای عضوگیری ایدئولوژیک، آموزش و سازماندهی بلندمدت، فرد را برای یک مأموریت محدود شناسایی و با پرداخت پول به کار میگیرند. دیوارنویسی، نصب عکس رجوی و تراکت تبلیغی، آتشزدن بنر و دیگر اقدامات ایذایی یا حضور در یک نمایش خیابانی مانند آنچه گفتهشد، دیگر به تشکیلات مخفی نیاز ندارد، تنها کافی است برای هر مأموریت یک مجری پیدا شود. در این مدل، فرد ممکن است حتی نداند سفارشدهنده واقعی چه کسی است.
نقطه ورود، آسیبهای فردی و اجتماعی
حضور عناصر اطلاعاتی منافقین در گروههای صنفی و اقشارس مختلف در بستر شبکههای اجتماعی و پیامرسانها (عمدتا خارجی) و شناسایی افراد دارای مشکلات مالی، شغلی یا شخصی، بخشی از همین الگو را نشان میدهد. هدف دیگر اصلا تبدیل فرد به یک عضو ایدئولوژیک گروهک نیست؛ هدف، تبدیل او به فردی «قابل استفاده» ولو «یکبارمصرف» است.
فرد ابتدا شناسایی میشود، اعتماد ایجاد میشود، نیاز او سنجیده میشود و سپس مأموریت و دستمزد پیشنهاد میشود. به این ترتیب، فضای مجازی برای منافقین از محیط ارتباطی و اطلاعرسانی به محیط شناسایی و جذب نیروی انسانی تبدیل شده است.
اقدام کوچک؛ روایت بزرگ
در این الگو، خود عملیات تنها نیمی از ماجراست. نیمه دیگر، تصویری است که پس از عملیات ساخته میشود. یک دیوارنویسی، آتشزدن محدود، نصب تراکت یا تجمع چند نفره پس از فیلمبرداری و انتشار در تلویزیون ماهوارهای سیمای نفاق، با عنوان «عملیات قهرمانانه کانونهای شورشی» معرفی میشود.
ساختن «توهم شبکه»
غالبا اینگونه اقدامات از نظر فیزیکی و امنیتی، بسیار کوچک و بیارزش هستند، اما منافقین با هدف ایجاد تصور وجود یک شبکه بزرگ عملیاتی فعال در داخل ایران برای این اقدامات نقطهای و پراکنده هزینه میکنند.هدف این نیست که «چه کسی در فیلم حضور دارد»، بلکه این است که القاء شود افراد واقعاً اعضای یک شبکه واحد هستند.
مجری اقدام؛ آخرین حلقه، نه مهمترین حلقه
در چنین پروندههایی دستگیری مجری، پایان تحقیقات نیست و کار اطلاعاتی تا کشف زنجیره پشت اقدام ادامه مییابد؛ اینکه چه کسی فرد را شناسایی و جذب کرده، چه کسی پول را پرداخت کرده، پول به چه صورت پرداخت شده، واسطه چه کسی بوده، دستور از کجا آمده، چه کسی عملیات را تصویربرداری کرده و چه کسی تصاویر را در اختیار رسانه گروهک قرار داده است.
رسانه؛ سلاح اصلی منافقین
این الگو در پروندههای متعدد بهاثبات رسیده است و میتوان از شکلگیری نوعی «عملیات پیمانکاری» سخن گفت؛ طراحی، فریب، جذب و هدایت از خارج، اجرای اقدام در داخل و در نهایت بهرهبرداری رسانهای برای ساختن تصویر قدرت. منافقین سالهاست دیگر در میدان به اندازه تصویری که ارائه میکنند توان ندارند؛ اما تلاش میکنند با پول، فریب و دوربین، تصویری از یک «یک ارتش آزادیبخش» بسازند.



